ضرورت ارتباط با قرآن و اهل بیت علیهم السلام

تاریخ ارسال:پ, 05/26/1396 - 22:46
آفات زبان
حاج شیخ جعفر ناصری

چیزی که به ایمان و قوای عقلی انسان عمق می‏ دهد، ارتباط با قرآن است. ارتباطی که ما با قرآن داریم، خیلی کم است. دو نسخه ای که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم برای ما به جا گذاشتند )قرآن و عترت(،[1] آخرین نسخه ای بود که سیر همه انبیاء و رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در آن وجود دارد و به همین دلیل اهل بیت علیهم السلام و قرآن را کنار هم قرار دادند.
انسان نباید از اهل بیت علیهم السلام و قرآن عقب بیافتد. عموم مردم زمانی که یک مقدار به جریان اهل بیت علیهم السلام اهمیت می دهند، از قرآن عقب می افتند. چرا باید این گونه باشد؟    
خود آن بزرگواران به ما این همه سفارش کرده اند که این دو ثقل باید هم سو باشد. اهل بیت علیهم السلام الگو و چراغی در صراط مستقیم هستند که بدون این چراغ ها نمی ‏شود حرکت کرد؛ چون راه، ظلمات است. خداوند متعال این طور قرار داده است که هیچ کسی از راه دیگری به سمت او نرود. راه یمین و شمال ندارد. فقط راه اهل بیت علیهم السلام است که انسان را به حق تعالی نزدیک می کند. امکان ندارد کسی از راه نزدیک تری بتواند به حق تعالی برسد. همان گونه که در بعضی روایات نیز نقل شده است که صراط مستقیم، امیرالمؤمنین علیه السلام است[2]
خداوند متعال در بعضی از آیات قرآن، انبیا علیهم السلام را به صراط مستقیم سفارش می کند. در سوره یاسین می ‏فرماید:
إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِین عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیم؛[3]
حقّا تو از کسانى هستى که خداوند تو را به پیامبرى فرستاده است، بر راهى راست [فرستاده شد].
این نوع استعلای بر صراط مستقیم تنها به خدای متعال نسبت داده شده است:
إِنَّ رَبِّی عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیم‏؛‏[4]
پروردگار من بر راه راست است.
انسان باید بتواند بین ارتباط با قرآن و اهل بیت علیهم السلام جمع کند. ارتباط با قرآن، چه به صورت قرائت، چه تفکر و … بهره زیادی را نصیب انسان می کند؛ حتی کسی مجاز نیست بگوید: سواد عربی‏ من کم است. قرآن این حرف‏ها را برنمی ‏تابد. ممکن است انسان بر اثر ایمان، آن قدر دلش زلال ‏شود که معانی زیادی از قرآن به دلش منتقل شود که یک عالِم به این نوع معانی منتقل نمی‏ شود.

ارتباط بزرگان با قرآن و اهل بیت علیهم السلام 
خدا شیخ محمد جواد شکرین قدس سره را رحمت کند. ایشان ساکن مدرسه صدر اصفهان بود و بسیار توحیدی بود. زمانی که باد می‏ وزید و برگ های درختان را حرکت می داد، می ‏فرمود: چه کسی غیر از خدای متعال می‏ تواند این برگ ها را منظم حرکت بدهد. ایشان از این قضایا به یقین توحیدی رسیده بود. وقتی هم برای دیگران بیان می ‏کرد، باعث قوّت ایمان دیگران بود؛ اما در مقابل بعضی از افراد نیز وجود دارند که شبهاتی ایجاد می کنند که هم خودشان گیج می شوند هم خلق خدا را گیج می کنند. شبهه از شیطان است. میوه ایمان، آسایش و آرامش است.
افرادِ دل سوخته ‏ای بوده‏ اند که گاهی سالیانی در بیابان ها برای رسیدن به امام زمان علیه السلام از همه چیز می‏ گذشتند. در مسیر قدیم جمکران به مردی که چهره اش آفتاب خورده، خسته و روشن بود، برخورد کردیم که می گفت: چهل سال است در این بیابان ها دنبال امام زمان علیه السلام هستم.
خداوند آشیخ عبدالله پیاده را رحمت کند. زمانی در حرم بالاسر نشسته بودیم، قرآن را به من داد و گفت: قرآن را باز کن. گفت: چه می گوید؟ گفتم: آیه می‏گوید صبر کن درست می ‏شود. ایشان گریه کرد و گفت: سی سال است در بیابان ها هستم؛ هنوز هم می‏ گویند صبر کن. ایشان مرد دل سوخته‏ ای بود. اواخر عمر، بیماری اوره گرفته بود و کف پاهایش خیلی خارش داشت. می گفت: شب ها موقع خواب، کف پایم می خارد. آن قدر به من فشار می آورد که دو تا پاهایم را به هم می سایم؛ اما فایده ‏ای ندارد. وقتی از شدت خارش می خواهم گریه کنم، یک نفر می‏ گوید: ساکت! حق نداری گریه کنی.

استمداد از اهل بیت علیهم السلام
همیشه باید اهل استمداد از اهل بیت علیهم السلام بود. استمداد از اهل بیت علیهم السلام در خود اهل بیت هم بوده است. امیرالمؤمنین علیه السلام در جنگ احد از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم این گونه استمداد می گرفتند:
یا الله یا الله یا جبرئیل‏ یا جبرئیل‏ یا محمد یا محمد النجاه النجاه.‏ [5]
بعد هم شیعیان از اهل بیت علیهم السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها استمداد می کردند:
یَا مُحَمَّدُ یَا عَلِیُ‏، یَا فَاطِمَهُ الزَّهْرَاءُ، یَا حَسَنُ یَا حُسَیْنُ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ، یَا مَوَالِیَّ الطَّاهِرِین.‏[6]
آیت الله کشمیری قدس سره می‏فرمودند: هزار مرتبه لعن بر معاویه (اللهم العن معاویه بن ابی سفیان) برای قضای حاجات خیلی مجرب است و قلب امیرالمؤمنین علیه السلام شاد می‏ شود.
اگر یک توسل قاعده مند به امیرالمؤمنین علیه السلام بشود، امکان ندارد انسان، دست خالی برگردد؛ منتهی ما در کیفیت توسل سُست هستیم؛ و گرنه دنیا و آخرت به دست امیرالمؤمنین علیه السلام است. مگر می شود انسان چیزی از آن بزرگوار بخواهد و حضرت عنایت نکنند؟!
آیت الله کشمیری رحمه الله علیه می فرمودند: هر حاجتی داشتم، کنار در حرم امیرالمؤمنین علیه السلام می ‏ایستادم؛ دستم را بلند می کردم و امیرالمؤمنین علیه السلام را مدح می کردم و «ناد علیا»[7] می خواندم. هنوز به خانه نرسیده بودم که آن مشکل حلّ شده بود.
——————————————————————————————–
[۱]. حدیث ثقلین در منابع زیادی نقل شده است از جمله: کمال الدین، ج ۱، ص ۲۳۴؛ بصائر الدرجات، ج ‏۱، ص ۴۱۳؛ البرهان، ج۱ ، ص ۲۰؛ بحارالانوار، ج ۲۱، ص ۳۸۷.
[۲]. اصول الکافی، ج‏۱، ص۴۳۳.
[۳]. سوره یس، آیه ۴ و ۳.
[۴]. سوره زخرف، آیه ۴۳.
[۵]. الإحتجاج (للطبرسی)، ج‏۱، ص۹۷.
[۶]. المزار الکبیر، ص ۲۵۱.
[۷]. مصباح کفعمی، ص۱۸۳
تَجِدْهُ عَوْناً لَکَ فِی النَّوَائِبِ‏            نَادِ عَلِیّاً مَظْهَرَ الْعَجَائِب                                   

                                          کُلُّ هَمٍّ وَ غَمٍّ سَیَنْجَلِی                   بِوَلَایَتِکَ یَا عَلِیُّ یَا عَلِیُّ یَا عَلِی‏

منبع : بنیاد هاد

 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.

مطالب مرتبط