نحوه حضور حضرت حجت در هستى‏

تاریخ ارسال:ش, 01/12/1396 - 20:42

نحوه حضور حضرت حجت در هستى‏

بسم الله الرحمن الرحیم‏

السَّلامُ عَلَی مُحْیی الْمُؤمِنینَ وَ مُبیرِ الْكافِرینَ. السَّلامُ عَلَی الْمَهْدِی الْامَم ..

السَّلامُ عَلَی الْقائِمِ الْمُنْتَظَر وَ الْعَدْلِ الْمُشْتَهَر. السَّلامُ عَلَی بَقِیةِاللهِ فی بِلادِهِ‏

سلام بر آن امامى كه موجب احیاء مؤمنین و نابودى و بى‏ثمرى كافران خواهد شد. سلام بر مهدى امّت، سلام بر قائم منتظر و عدل مورد نظر ... سلام بر بقیةالله در هرجایى كه آن‏جا شهر خدا خواهد بود.

تولّد قطب عالم امكان، انسان كامل،

بقیةالله‏الاعظم‏

، حضرت حجّت (علیه اسلام) را به همه عزیزان تبریك عرض مى‏كنم.

درك نحوه حضور و ظهور مقام خاتم ولایت، بسیار ظریف و به اصطلاح موضوعى صراطگونه است. در وصف پل صراط گفته‏اند: «ادَقُّ مِنَ الشَّعْر وَ احَدُّ مِنَ السَّیف»، یعنى؛ از مو باریك‏تر و از شمشیر تیزتر است و چنین صراطى است كه رونده‏هایش را به بهشت مى‏رساند. بعضى از معارف اسلامى صراطگونه است، یعنى به قدرى دقیق است كه انسان براى دریافتش باید بیش از حد، اندیشه‏هایش را جمع كند و جلو برود.

______________________________
(1)- «مفاتیح‏الجنان»، زیارت مخصوص امام‏زمان (عجل الله تعالی فرجه الشريف).

مبانى معرفتى مهدویت، ص: 48

در زمینه امامت و مسئله حضور و تأثیر و نقش حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشريف)، بسیارى از مسلمین، مسائلشان حل نشده است. اگرچه در زمینه معاد وتوحید بیشتر توانسته‏اند مسائل خود را حل كنند، ولى در امامت كه به سرمایه فكرى و تحقیق بیشترى نیاز دارد، حلّ این موضوع كمتر به چشم مى‏خورد. اگر كسى در مورد امامت و مهدویت، در فكر و اندیشه‏اش سرمایه‏گذارى نكند، به شناخت صحیحى از اسلام دسترسى پیدا نمى‏كند. این‏گونه نیست كه بتوان گفت آن اندازه كه مى‏توانیم توحید را در حدّ خالقیت درك كنیم، امامت را هم باید درك كنیم. معارف غیبى همه در یك حد نیستند كه اندیشه ما بتواند به‏راحتى و در حدّ مساوى به آنها نزدیك شود. گفت:

نظر را نغز كن تا نغز بینى‏

گذر از پوست كن تا مغز بینى‏

درك مغز عالم هستى كه ما اسمش را امام‏زمان (عجل الله تعالی فرجه الشريف) مى‏گذاریم، احتیاج به اندیشه عمیق و دقیق دارد. یكى از مصیبت‏هایى كه بر سر اندیشه اعتقاد به امام زمان و انسان كامل یعنى حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشريف) آمده است، همین است كه با خرافه عجین شده است. به‏طورى كه عدهّ‏اى از سر زودباورى مسئله را پذیرفتند، در حالى‏كه آنچه این‏ها پذیرفتند، اصلًا امام نیست و عدّه‏اى هم از سر عدم تحقیق آن‏را رد كرده‏اند. مشكلى كه در ارتباط با شناخت امامت و به‏خصوص امام به معنى «حجّت خدا» داریم این است كه براى شناخت آن حضرت نیازمند به مبانى عمیق استدلالى و قلبى هستیم و باید آن‏ها را در مكتب تشیع جستجو كرد. چون تشیع، برداشت‏

مبانى معرفتى مهدویت، ص: 49

راستین و برین از اسلام است به‏طورى كه افق این مكتب، درك مقام امامت است.

در اثبات امامت مبانى علمى و استدلالى وجود دارد و نمى‏توان در شناخت امام تقلید كرد، یعنى جزء اصول دین است و در اصول دین تقلید جایز نیست. یعنى در اصول یك مكتب باید اندیشه نمود، تا آن عقیده به‏دست آمده براى ما كارساز باشد.

( 1)-« مفاتیح‏الجنان»، زیارت مخصوص امام‏زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف).