راه کارهای تقویت اخوت دینی از دیدگاه قرآن و روایات نبوی/ بخش سوم

تاریخ ارسال:چ, 02/27/1396 - 20:44
راه کارهای تقویت اخوت دینی از دیدگاه قرآن و روایات نبوی
تحقيق: امانقليچ شادمهر (كارشناسي ارشد علوم قرآن و حديث)

راه کارهای تقویت اخوت دینی از دیدگاه قرآن و روایات نبوی/ بخش سوم

بررسی راهکارهای تقویت اخوت دینی و تقریب مذاهب اسلامی بر پایه قرآن و روایات نبوی. تکیه بر اشتراکات، پرهیز از تعصب، حفظ حرمت متقابل و مقابله با تفرقه‌افکنان.

راهکارهای تقویت اخوت دینی | تقریب مذاهب اسلامی

در چنین شرایطی که نخبگان و عالمان نسبت به وحدت اسلامی حساسیت لازم را ندارند و عموم مردم را به‌درستی ارشاد و هدایت نمی‌کنند و عوامل تفرقه نیز فضا را برای اقدامات خود خالی می‌بینند، تحقق کامل وحدت اسلامی دشوار می‌نماید.

باری، اگر وحدت اسلامی به حکم عقل و شرع ضرورت دارد و برای ایستادگی در برابر دشمنان اسلام و مسلمین گریزی از آن نیست، باید به اصولی چند پایبند بود که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

1. تکیه بر اشتراکات مذهبی

مسلمانان دارای یک کتاب آسمانی، یک پیامبر و یک قبله هستند و اعتقادات دینی آنان یکسان است. عقل و شرع اقتضا می‌کنند که بر مشترکات فراوان تکیه شود و از برجسته‌کردن اختلافات جزئی پرهیز گردد. مسلمانان از هر فرقه و مذهبی می‌توانند با شعار توحید و زیر پرچم «لا اله الاّ الله» گرد هم آیند و در عین کثرت و تعدد، وحدتی مثال‌زدنی خلق نمایند.

2.  پرهیز از دامن زدن به اختلافات

وجود اختلاف بین پیروان مذاهب گوناگون امری طبیعی است، بحث و تبادل نظر علمی درباره آن‌ها هم مسأله‌ای عادی است، اما اختلافات بیش از آن که در اصول باشد، در فروع است و نمی‌تواند و نباید مانع وحدت امت اسلامی شود. مطرح کردن مسائل اختلافی و دامن زدن به آن‌ها در بین پیروان مذاهب و در فضاهای غیرعلمی، نه تنها مشکلی از مشکلات امروز مسلمانان را حل نخواهد کرد، بلکه روز به روز فاصله آن‌ها را از یکدیگر بیشتر خواهد نمود.

3.  حفظ حرمت یکدیگر

افزون بر مقدسات مشترکی که همه مسلمانان از آنها برخوردارند، شماری از اعتقادات نیز از مختصات هر مذهب است. نباید پیروان مذاهب اسلامی مقدسات یکدیگر را مورد هتک و اهانت قرار دهند و به تحریک یکدیگر بپردازند. اگر پیروان اسلام حرمت یکدیگر را رعایت نکنند، یکی از نتایج آن است که دشمنان قسم‌خورده اسلام مقدسات مشترک همه مسلمانان، مثل قرآن کریم، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و اماکن مقدس آنان را مورد اهانت قرار می‌دهند. مسلمانان، تا زمانی که به مقدسات و دستورات دین اسلام معتقد و مؤمن بودند و به قوانین و احکام آن عمل می‌کردند، با یکدیگر و با دیگران با وحدت و برادری و با چهره‌ای باز رفتار می‌کردند؛ در نتیجه با عرضه داشتن واقعیت دین اسلام بر اساس منطق و استدلال و دور بودن از هر نوع تحمیل عقیده، پیش از هر چیز توانستند اندیشه و عقول انسان‌ها را فتح کنند و پیشرفت‌های زیادی در سطح جهانی داشته باشند.

به راستی چرا در دو دهه اخیر دامنه اهانت به مقدسات مسلمانان گسترش یافته؟! چرا هر چند وقت یک‌بار در گوشه‌ای از دنیا مقدسات مسلمانان مورد هتک قرار می‌گیرد؟ پس از مدتی تعدادی از مسلمانان از خود حساسیت نشان داده و مسئله به فراموشی سپرده می‌شود؟ آیا جز این است که راه هتک حرمت مسلمانان گشوده شده و مسلمانان حساسیت لازم را از خود نشان نمی‌دهند؟ اگر در نخستین حلقه از این حلقات عکس‌العمل مناسب نشان داده می‌شد، حلقات دیگر این زنجیره ادامه نمی‌یافت. اگر مسلمانان مقدسات یکدیگر را محترم شمرده و اختلافات خود را کاهش دهند، چنین فرصتی برای دشمنان مشترک مسلمانان فراهم نمی‌شد. تأسف‌بارتر آن است که برخی بیش از آنچه نسبت به هتک مقدسات اسلامی از خود حساسیت نشان دهند، نسبت به مسائل عادی مذهبی و جزئی عکس‌العمل تندی ابراز می‌کنند.

4. تعقل وعاقبت اندیشی

آزاداندیشی و صبر و متانت نیروهای مقید به «دیانت» و «عقلانیت»، و اجتناب و خودداری آنان از حرکات و عملکردهای نامشروع و نامعقول و مبتنی بر احساسات و تعصب‌ورزی‌های کور، بشارت‌دهندهٔ شکل‌گیری بیشتر و بهتر شیرازه‌های اتحاد مذاهب اسلامی و خنثی شدن توطئه‌های قدرت‌های استکباری در ایجاد تفرقه و تنازع در جهان اسلام است.

امروز برخی از احزاب و گروه‌ها، در عین ادعای اسلامیت، به قدرت‌های استعماری غرب متصل‌اند و با ایجاد قتل و کشتار و تخریب اماکن مقدسه، در صدد به‌راه‌انداختن جنگ شیعه و سنی برای فرسایش نیروهای اسلام و ازهم‌پاشیدگی صفوف متحد مسلمانان و ایجاد زمینه‌های مناسب به منظور بسط سلطه جبهه کفر جهانی هستند. وحدت و انسجام اسلامی بزرگ‌ترین آرمان همه آحاد امت اسلام است. در سایه وحدت مذاهب اسلامی، تمدن و شکوه و عظمت اسلام نمایان می‌شود و قدرت و عزت مسلمانان به تمامی هویدا می‌گردد و تداوم می‌یابد.

5. پرهیز از تعصب

پیامبر عظیم‌الشأن اسلام فرمودند: «کسی که تعصب بورزد یا نسبت به وی تعصب بورزند، حلقهٔ ایمان را از گردن خویش باز کرده است.»[1]

این روایت حاوی نکات آموزنده و ارزنده‌ای است که ذیلاً به برخی از آن‌ها اشاره می‌نماییم:

  • الف ـ تعصب یعنی اصرار و پافشاری بدون دلیل و استدلال برای انجام یا ترک موضوعی که منشأ آن جهل و نادانی است.
  • ب ـ کسی که متعصب است و به عقل و استدلال توجه نمی‌کند، در واقع ایمان ندارد؛ زیرا ایمان ریشه در عقلانیت و آگاهی دارد. مسلمان تا زمانی که در دایره تعصب و جهل گرفتار است، مزه و حقیقت ایمان را نخواهد چشید.
  • تعصب گاهی در امور دینی است و گاهی در امور اجرایی و کاری. مسلمان و مؤمن مکلف به حرکت و تلاشی است که ریشه در عقلانیت و تدبیر دارد و از همه راه‌های رسیدن به علم و پژوهش استفاده می‌کند و بدون پشتوانه علمی حرکتی را آغاز نمی‌کند.
  • ج ـ تعصب، آغاز تفرقه و پایان همدلی و اتحاد است. اگر به حرف و استدلال اهل نظر توجه نشود و در تصمیم‌گیری‌ها از آنان و فکرشان استفاده نشود، قطعاً وحدت و همدلی حاصل نخواهد شد و این ضایعه بزرگی خواهد بود.
  • د ـ ما مکلف هستیم نه خودمان متعصب باشیم و نه اجازه بدهیم دیگران به ما تعصب داشته باشند. به عبارتی: نباید بگذاریم از ما بت بسازند. خواه یک فرد سیاسی باشیم، یا مذهبی، یا هر صنف و شغل دیگر. تعریف و تمجیدهای غلط باعث می‌شود که از ما بت ساخته شود و شاید کم‌کم هم باورمان بشود که: «من آنم که رستم بود پهلوان!»
  • در تاریخ، افرادی که به وسیله اطرافیان منحرف شدند کم نیستند. اگر آنانی که ادعای مهدویت کردند، افراد جاهل‌تر از خودشان آنان را تصدیق نمی‌کردند، به گمراهی‌های بزرگ نمی‌افتادند.

پس تعصب یعنی اصرار بر جهل و بی‌توجهی به منطق و استدلال؛ امری که مایه سقوط فرد و جامعه خواهد بود، خواه این تعصب مذهبی باشد، خواه قومی، سیاسی، حزبی و غیره.

امام علی (علیه‌السلام) در این زمینه می‌فرماید: «هیچ‌کس را نیافتم که بدون علت درباره چیزی تعصب بورزد، جز با دلیلی که با آن ناآگاهان را بفریبد...! زیرا درباره چیزی تعصب می‌ورزید که نه علتی دارد و نه سببی... پس اگر در تعصب ورزیدن ناچارید، برای اخلاق پسندیده... تعصب داشته باشید....»[2]

در این روایت چند نکته حائز اهمیت است:

  • یک: عده‌ای خود را به تعصب می‌زنند تا بتوانند آدم‌های جاهل و نادان را بفریبند و از این طریق افکار شیطانی خود را عملی کنند.
  • دو: عده‌ای بی‌دلیل متعصب‌اند. اینان بی‌هدف‌اند و بلکه بازیچه دیگران قرار می‌گیرند؛ اما امید نجات دارند، زیرا بر تعصب خود آگاه نیستند و قصد انحراف دیگران را هم ندارند.
  • سه: تعصب در امور خیر و اخلاق پسندیده، خوب و جایز است. در واقع همان مطلبی است که به عنوان عِرق دینی و ملی از آن یاد می‌کنیم.

بنابراین، تعصب در نوع سوم به معنای غیرت است که پسندیده و شایسته است و همراه با شعور و آگاهی است.

این مسئله مهم است که در دین اسلام، ملیت و قومیت هیچ اعتباری ندارد؛ بلکه این دین به همهٔ ملت‌ها و اقوام مختلف جهان با یک چشم نگاه می‌کند و از آغاز نیز دعوت اسلامی به مکتب و قوم خاص اختصاص نداشته است؛ بلکه این دین همیشه می‌کوشیده است که به وسایل مختلف، ریشهٔ ملت‌پرستی و تفاخرات قومی را از بیخ و بن برکند. در قرآن هیچ خطابی به صورت «یا ایها العرب»، «یا ایها القرشیون» پیدا نمی‌کنید...[3]

اسلام نه تنها به این تعصبات احساس آمیز توجهی نکرد بلکه به شدت با آنان مبارزه کرد...».[4]

6. شناخت ترفند ها واقدامات دشمنان اسلام

با نگاه به حوادث و مسائل جهانی، به روشنی درمی‌یابیم که دشمنان اسلام درصدد آن‌اند که از طرق مختلف، اسلام و امت اسلامی را تضعیف کنند؛ از جمله متداول‌ترین شیوه‌های آنان ایجاد تفرقه در میان جوامع اسلامی است؛ از بین بردن یکپارچگی و انسجام مسلمانان، هم به تضعیف فرهنگ اسلام در جهان معاصر می‌انجامد و هم نیروی بالقوه انسانی و سیاسی آنان را در تأثیرگذاری دچار فترت و ضعف می‌نماید و امکان بهره‌مندی آنان را از این نیروی عظیم سلب می‌کند.

در ادوار گوناگون تاریخی، دشمنان بیرونی اسلام همواره تلاش گسترده و پیچیده‌ای را برای دستیابی به این هدف دنبال کرده‌اند. از نظر مذهبی و سیاسی، دشمنان اسلام کوشیده‌اند میان جوامع گوناگون مسلمان فاصله بیندازند؛ اختلاف مذهبی را بزرگ کنند؛ جنگ شیعه و سنی، تضاد بین سنت‌گرایان و روشنفکران دینی، و یا اشکال گوناگون دیگر از مرزبندی‌ها و رویارویی‌ها را به هر شکل ممکن به وجود آورند.

7. ضرورت برخورد با تفرقه افکنان

یکی از راه‌های حفظ همبستگی و تقویت آن، و زدودن موانع و مشکلات فراروی اتحاد اسلامی این است که عواملی را که تلاش می‌کنند یکدلی و هماهنگی مردم شکل نگیرد، شناسایی و با آن‌ها مبارزه شود.

یکی از این نوع موانع که قرآن کریم خطر آن را به مسلمانان گوشزد کرده، خطر منافقان است. آنان را به هوشیاری در مقابل القائات و این گروه‌ها دعوت می‌کند. خداوند در آیات متعددی از چهره زشت اهل نفاق پرده برداشته و صفات نکوهیده آنان را به مردم می‌شناساند و می‌فرماید: آنان می‌گویند به همراهان و هواداران رسول خدا (صلی الله علیه و آله) یاری نکنید تا از اطراف او پراکنده شوند.

قرآن کریم چنان با قاطعیت با گروه‌های نفاق‌افکن و عوامل وحدت‌ستیز برخورد می‌کند که به رهبر مسلمانان دستور می‌دهد مسجد ضرار را که به عنوان مرکز تفرقه و اختلاف و توطئه ساخته شده است، تخریب نماید و به صراحت توطئه‌های وحدت‌شکن منافقان را افشا می‌کند و می‌فرماید: کسانی که مسجدی ساختند تا به وحدت مسلمانان ضرر بزنند و همبستگی آنان را هدف گرفته‌اند، در آنجا کفر را تقویت نموده و میان مؤمنان تفرقه ایجاد می‌کنند تا پناهگاهی برای محاربان با خدا و رسول او باشد و برای پوشانیدن انگیزه‌های شوم خود می‌گویند ما جز نیکی و خدمت نظر دیگری نداریم.

این گروه ملعون و شجره خبیثه همواره بیشترین ضربه را به پیکر اسلام وارد کرده است. و لذا مسلمانان برای پیشبرد اهداف دین مقدس اسلام و دستیابی به اتحاد باید نسبت به نقشه‌های شوم منافقان آگاه بوده و از آن غفلت نورزند.

امام علی (علیه‌السلام) که بزرگ‌ترین منادی وحدت در امت اسلام بود، همواره به مبارزه با تفرقه‌افکنان و کشتن آنان فرمان می‌داد و می‌فرمود: «ألا من دعا إلى هذا الشعار فاقتلوه ولو كان تحت عمامتي هذه...».[5]

دعوت‌کنندگان به تفرقه را بکشید، هرچند خود را زیر عمامه‌ی من مخفی کرده باشند.

امیرمؤمنان ناخشنودی خود را از تفرقه این‌گونه بیان می‌دارد: «کرهتُ أن أفرق جماعة المسلمین.»[6]

نتیجه:

ایجاد اتحاد و اخوت میان ملت‌ها و آحاد مسلمانان در سراسر جهان، از اهداف و آرمان‌های اصیل اسلام است که ریشه در قرآن و سنت و آرای اندیشمندان مذاهب اسلامی دارد. برای عملی شدن این هدف و شکل‌گیری امت واحده اسلامی که در جهت اعتلا، عزت، عظمت و اقتدار جهان اسلام است، وحدت بر محور اصول دین و مشترکات اعتقادی، و دامن نزدن به مسائل اختلافی در این عرصه، از ضروریات است.

خداوند متعال، وحدت بر محور رهبری خدا و رسول و قرآن کریم را عامل حفظ همبستگی و اتحاد مردم معرفی می‌کند و این محوریت می‌تواند برکات و آثار فراوانی را به ارمغان آورد.
قرآن اتحاد را در سه سطح مورد بررسی و تأکید قرار می‌دهد. سطح نخست آن، اتحاد انسانی است. در بینش و نگرش قرآن، همه انسان‌ها با همه اختلافات ظاهری از یک نفس واحد و یگانه‌ای آفریده شده‌اند و اختلافات ظاهری ناشی از عوامل بیرونی و در راستای اهداف خاصی بوده است. بنابراین اسلام، مردم را به اتحاد انسانی دعوت می‌کند و از ایشان می‌خواهد در کنار هم به صلح و صفا و آرامش زندگی کنند.

سطح دوم از اتحاد که مورد تأکید و اهتمام اسلام و قرآن است، اتحاد و همبستگی میان پیروان شرایع آسمانی است. قرآن گوهر شرایع آسمانی را یکسان و تسلیم در برابر خداوند و توحید می‌داند؛ از این رو، از دین آسمانی به عنوان اسلام یاد می‌کند و همه پیروان شرایع آسمانی را به همبستگی و اتحاد در محور توحید می‌خواند. از این رو دین را تنها اسلام معرفی کرده که به معنای تسلیم در برابر یگانه هستی است و می‌فرماید: «إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ».[7]

سطح سوم که مهم‌ترین سطح از سطوح همبستگی و اتحاد از منظر قرآن است، اتحاد و همبستگی و یگانگی میان مؤمنان و مسلمانان به عنوان امت واحد است. در نگرش اسلام و قرآن، هر کس که شهادتین را بر زبان جاری ساخت، مسلمان است و مشمول احکام اسلامی؛ و واجب است با او همچون برادری دینی برخورد کرد. این‌گونه است که بدون توجه به مسئله ایمان واقعی، که ایمان قلبی و حقیقی است، به صرف بیان زبانی شهادت از حقوق شهروندی اسلام برخوردار می‌گردد.

پس اگر وحدت اسلامی به حکم عقل و شرع ضرورت دارد و برای ایستادگی در برابر دشمنان اسلام و مسلمین گریزی از آن نیست، باید به اصولی چند پایبند بود که به برخی از آن‌ها چنین اشاره می‌شود:

  • تکیه بر مشترکات مذهبی: مسلمانان دارای یک کتاب آسمانی، یک پیامبر و یک قبله هستند و اعتقادات دینی آنان یکسان است.
  • پرهیز از دامن زدن به اختلافات: وجود اختلاف بین پیروان مذاهب گوناگون امری طبیعی است، بحث و تبادل نظر علمی درباره آن‌ها هم مسأله‌ای عادی است؛ اما اختلافات بیش از آن که در اصول باشد، در فروع است و نمی‌تواند و نباید مانع وحدت امت اسلامی شود.
  • حفظ حرمت یکدیگر: افزون بر مقدسات مشترکی که همه مسلمانان از آن برخوردارند، شماری از اعتقادات نیز از مختصات هر مذهب است. نباید پیروان مذاهب اسلامی مقدسات یکدیگر را مورد هتک و اهانت قرار دهند و به تحریک یکدیگر بپردازند.
  • تعقل و عاقبت‌اندیشی: آزاداندیشی و صبر و متانت نیروهای مقید به «دیانت» و «عقلانیت»، و اجتناب و خودداری آنان از حرکات و عملکردهای نامشروع و نامعقول و مبتنی بر احساسات و تعصب‌ورزی‌های کور، بشارت‌دهنده شکل‌گیری بیشتر و بهتر شیرازه‌های اتحاد مذاهب اسلامی و خنثی شدن توطئه‌های قدرت‌های استکباری در ایجاد تفرقه و تنازع در جهان اسلام است.
  • پرهیز از تعصب: تعصب یعنی اصرار بر جهل و بی‌توجهی به منطق و استدلال؛ امری که مایه سقوط فرد و جامعه خواهد بود، خواه این تعصب مذهبی باشد، خواه قومی، سیاسی، حزبی و غیره.
  • شناخت ترفندها و اقدامات دشمنان اسلام: با نگاه به حوادث و مسائل جهانی، به روشنی درمی‌یابیم که دشمنان اسلام درصدد آن‌اند که از طرق مختلف، اسلام و امت اسلامی را تضعیف کنند؛ از جمله متداول‌ترین شیوه‌های آنان ایجاد تفرقه در میان جوامع اسلامی است.
  • ضرورت برخورد با تفرقه‌افکنان: یکی از راه‌های حفظ همبستگی و تقویت آن و زدودن موانع و مشکلات فراروی اتحاد اسلامی این است که عواملی را که تلاش می‌کنند یکدلی و هماهنگی مردم شکل نگیرد، شناسایی و با آن‌ها مبارزه شود.

 

منابع  و مآخذ:

ـ قرآن کریم.

ـ صبحی صالح، نهج البلاغه، دار الهجرة، قم، ۱۴۱۲.

ـ صحیفه سجادیه، ترجمه: حسین انصاریان، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۸۰.

ـ ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج ۲.

ـ امین، حسن، أعیان الشیعة، دار التعارف للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۸.

ـ تسخیری، محمدعلی، درباره وحدت و تقریب مذاهب اسلامی، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، تهران، ۱۳۸۳.

ـ حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، تصحیح: علی اکبر غفاری، مؤسسه نشر اسلامی، قم، ۱۴۰۴.

ـ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، تحقیق: عبدالرحیم ربانی شیرازی، ۲۰ جلد، دار الإحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۳۹۱.

ـ حسن‌زاده آملی، حسن، رسالة فی الإمامة، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، تهران، ۱۳۶۵.

ـ حسینی، سید حسین، نگاهی به راهبردهای ارزشی پیامبر در مسیر وحدت، فصلنامه مشکوة، شماره ۶۰.

ـ حکیمی، محمدرضا، امام در عینیت جامعه، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۶۵.

ـ حکیمی، محمدرضا، حماسه غدیر، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۶.

ـ حکیمی، محمدرضا و دیگران، الحیاة، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۶۵.

ـ مجموعه سخنرانی‌های آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در کنفرانس‌های بین‌المللی وحدت اسلامی، همبستگی امت اسلامی، معاونت فرهنگی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، ۱۳۸۰.

ـ شریعتی، محمدتقی، تفسیر نوین، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۵۲.

ـ شریعتی، محمدتقی، وحی و نبوت در پرتو قرآن، انتشارات حسینیه ارشاد، تهران.

ـ شیخ طوسی، محمد بن حسن، الأمالی، الدراسات الإسلامیة، مؤسسة البعثة، قم، ۱۴۱۴.

ـ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ۲۰ ج، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۳.

ـ طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن، مجمع البیان، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، قم، ۱۴۰۳.

ـ طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج، مطبعة نعمان، نجف اشرف، ۱۴۰۹.

ـ عبدالحکیم، وحدت اسلامی از دیدگاه قرآن و سنت، ترجمه: عبدالهادی فقهی‌زاده، تهران، مؤسسه فرهنگی تبیان، ۱۳۷۸.

ـ قمی، شیخ عباس، سفینة البحار، مؤسسه انتشارات فراهانی، تهران، بی‌تا.

ـ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول الکافی، تهران، اسوه، ۱۳۸۰.

ـ مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء، بیروت، ۱۴۰۳.

ـ مطهری، مرتضی، مجموعه مقالات، دفتر انتشارات اسلامی، قم، ۱۳۶۲.

ـ معانی الأخبار، تصحیح: علی اکبر غفاری، بیروت، دار المعرفة، ۱۳۹۹.

ـ مغنیه، محمدجواد، التفسیر المبین.

ـ موثقی، سید احمد، استراتژی وحدت در اندیشه سیاسی اسلام، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، ۱۳۷۱.

 

باز نشر از: معاونت پژوهش حوزه های علمیه خواهران سراسر کشور
-------------------------------
پی نوشت:
[1] حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۴، قم، آل البیت، ۱۴۰۹ق، ص۸.
[2] بطحایی، علی، مناظره ها: گفتگوهای در راه تفاهم و وحدت اسلامی، ترجمه: ذکرالله احمدی، مشهد، نشر محب، ۱۳۷۹، ص۱۳۵.
[3] صاحبی، محمد جواد، مصلحان مسلمان و اندیشه اتحاد، فصلنامه کیهان، ۱۳۸۲، ص۶.
[4] مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام در ایران، قم، انتشارات صدرا، ۱۳۸۳ش، ص۶۸-۶۲.
[5] نهج البلاغه، خطبه   127.
[6] محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۳۲، بیروت، مؤسسة الوفاء بی تا، ص۲۶۳.
[7] آل عمران آیه ۱۹.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.

مطالب مرتبط